مرتضی صفار هرندی
در طول دهه شصت شايد هيچ گاه محافل غربي و منطقه اي به اندازه ماجراي مك فارلين نتوانستند روي بحث جناح بندي هاي داخلي ايران فضاسازي كنند.مردم براي اولين بار روز 13 آبان 1365 از زبان آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي شنيدند كه رابرت مك فارلين مشاور امنيت ملي ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا در سفر مخفيانه اي به تهران قصد مذاكره با مقامات ايراني را داشته است. اين اظهارات مدتي پس از آن بيان مي شد كه به دنبال انتشار شب نامه هايي از سوي باند مهدي هاشمي مبني برمتهم ساختن نظام به سازش با آمريكا ، تشكل هايي مثل دفتر تحكيم وحدت نيز با لحن مشابهي درباره اين خط هشدار مي دادند.
در اين فضاي پرگرد و غبار تعدادي از نمايندگان مجلس كه جملگي در طيف سياسي مقابل جريان متبوع دفتر تحكيم وحدت بودند، خواستار احضار وزير امور خارجه وقت ( دكتر ولايتي) به مجلس و توضيح وي در اين مورد شدند. اين اقدام با واكنش بسيار تند حضرت امام (ره) مواجه شد. نقطه ثقل اين تشر امام اين بود:
« شما هي تندرو و كندرو درست نكنيد. دو دستگي ايجاد نكنيد .اين خلاف اسلام است.»
جالب اين كه پس از اين سخنراني امام دفتر تحكيم وحدت و همراهان آن، بدون آن كه به موضعگيري مشابه خود درباره اين موضوع اشاره كنند، نمايندگان مذكور را مورد شديدترين حملات تبليغي قرار داده بودند. بيانات امام درست در زماني ابراز مي شد كه در كنار شديدتر شدن فشار جنگ و ورود غربي ها به فاز حمايت شديدتر از صدام، آمريكايي ها دائما برموضوع وجود چند جناح در داخل حاكميت ايران تاكيد مي كردند. فاش شدن ماجراي مك فارلين از طريق رسمي و به طور علني در ايران به يك درگيري در محافل قدرت آمريكا دامن زد. اين درگيري ها كه بعدها در قالب «گزارش تاور» انعكاس جهاني پيدا كرد، تا حدي سناريوي ماجراي مك فارلين و اهداف آن را برملا مي كرد. اين سناريو، نزديك شدن به ايران از طريق رساندن مقادير محدودي كمك هاي مخفيانه تسليحاتي مثل موشك هاي تاور و هاوك بود كه ايران در مرحله جديد به شدت به آنها نيازداشت اما در واقع اين سناريو از دو سال قبل با هدف نهايي ايجاد ترتيبات جديد در كشور پس از امام خميني طراحي شده بود.
مهمترين دست اندركاران آمريكايي اين پروژه به جز «رابرت مك فارلين»، سرهنگ «اليور نورث» كارشناس ضدتروريسم در شوراي امنيت ملي آمريكا بود كه سوابقي مثل طراحي و سازماندهي عمليات ناموفق صحراي طبس را درگذشته عملكرد خود داشت. يك واسطه ايراني به نام «منوچهر قرباني فر» كه داراي روابط ديرينه اي با سرويس هاي جاسوسي موساد و سيا بود، مقدمات اين ارتباط بين مقام هاي آمريكايي و ايران را فراهم ساخته بود. آقاي منتظري در خاطرات خود از قرباني فر به عنوان آدم ثروتمندي ياد مي كند كه از پيش از انقلاب با «اميد نجف آبادي» مربوط بوده و ماجراي سفر مك فارلين به ايران نيز از طريق اميد نجف آبادي به اطلاع او ( منتظري) رسانده شده است. واقعيت اين است كه به شهادت گزارش كميسيون تاور و ديگر اسناد قرباني فر يكي از اعضاي ساواك رژيم ستمشاهي و از دست اندركاران فراري كودتاي نوژه بوده است. بدين ترتيب اذعان آقاي منتظري به ارتباط اميد نجف آبادي معدوم باقرباني فر از قبل از انقلاب سرنخ خوبي براي يافتن ريشه بسياري از عملكردهاي فاسد باند مهدي هاشمي مي توانست باشد كه متاسفانه زمان بيان آن از سوي آقاي منتظري آن را به صورت اطلاعات سوخته اي در آورد كه ديگر قابليت بهره برداري ندارد. قرباني فر از طريق برقراري ارتباط هاي مكرر بين عناصر سياسي داخلي و عوامل اطلاعاتي آمريكايي به طور پراكنده امكان خريد مقادير محدودي سلاح هاي مورد نياز جمهوري اسلامي در جنگ تحميلي را به صورت قاچاق فراهم مي ساخت.
اين برنامه به گونه اي طراحي مي شد كه هم اسرائيلي ها از اين معامله تسليحاتي نفع ببرند و هم سود حاصل از آن براي كمك به ضد انقلابيون نيكاراگوئه هزينه شود.
جمع آوري اطلاعات قرباني فر از ايران با اين نتيجه گيري همراه بود كه در ميان طيف بندي هاي موجود در ايران منتظري ( دركسوت قائم مقام رهبري) محوريت جناح ميانه روها را برعهده دارد كه آماده برقراري روابط با آمريكا و داراي اطلاع دقيق از مراحل برقراري اين روابط هستند. اين بررسي به عنوان مبنايي براي تعامل با جناح بندي هاي موجود در ايران پس از امام خميني در نظر گرفته شده بود.
براساس گزارش تاور سازمان سيا درآذر ماه سال 1363 در نامه اي به «؟؟؟» معاون مشاور امنيت ملي آمريكا اعتراف كرده بود كه براي نفوذ در روند حوادث ايران در كوتاه مدت داراي توانمندي محدودي است. در واقع آن تلاش ها براي رفع اين كاستي مورد اذعان سازمان سيا صورت مي پذيرفت. در همان زمان «جفري كمپ» مدير ارشد امور خاورميانه و جنوب آسياي شوراي امنيت ملي آمريكا كه دركمي پس از يك دهه بعد در قامت يك كارشناس علاقه مند به داشتن روابط با اصلاح طلبان به ايران سفر كرد خواستار عمليات پنهان براندازي حكومت امام خميني، شده بود. او اميدوار بود در سايه تشتت داخلي و كاهش محبوبيت نهادهايي مثل سپاه به دنبال سخت تر شدن كار دفاع مقدس در شرايط خلا فرضي قدرت پس از امام خميني آمريكا بتواند ميدان را براي واگذاري قدرت به عناصر ضد انقلاب فراري مهيا سازد قرباني فر در نامه اي كه بعدها الوطن العربي آن را به چاپ رساند فاش ساخت كه قرار بود، عايدات فروش اسلحه در اختيار جناح منتظري ( باند مهدي هاشمي) قرارگيرد تا براي تسلط بر اوضاع پس از امام خميني از قدرت لازم برخوردار باشد. به نوشته قرباني فر چندين ديدار سري ميان مقامات آمريكايي و اعضاي اصلي اين جناح با اطلاع منتظري انجام شد. اينها ديدارهايي بود كه 18 ماه به طورسري ادامه داشت. ولي وقتي اين افراد از حضور مستقيم مك فارلين در تهران با هواپيمايي حامل سلاح مطلع شدند، با افشاي آن سعي كردند صحنه را به هم بزنند. با همه اين ها ارزيابي قرباني فر از مجموعه رفت و آمدها اين بود كه به حذف جناح مخالف برقراري رابطه با آمريكا به محوريت رئيس جمهور وقت ( حضرت آيت الله خامنه اي) از صحنه سياسي ايران پس از امام خميني منتهي خواهد شد. اين ارزيابي دقيقا مربوط به زماني است كه باند مهدي هاشمي بر شدت حملات شب نامه اي خود به رئيس جمهور وقت (حضرت آيت الله العظمي خامنه اي) افزوده بودند. جالب اين كه داعيه اصلي باند مهدي هاشمي در اين لجن پراكني ها متهم كردن ايشان و وزير خارجه وقت ( دكتر ولايتي ) به مماشات در سياست خارجي و كوتاهي در حمايت از نهضت آزادي بخش بود!
در شرايطي كه دستگاه اطلاعاتي در تدارك دستگيري مهدي هاشمي و باند خطرناك او بودند اين باند سعي كرد با افشاي ماجراي سفر مك فارلين و طرح ادعاي سازش سران نظام با آمريكا فضاي غبارآلودي را براي رهايي وي از اتهامات در حال احراز به وجود بياورد. اما در دستور امام به رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي درباره طرح علني آن در يك اجتماع مردمي، اين موضوع را در قالب يك بحران سياسي داخلي در آمريكا تغيير سمت و سو داد. از همين جهت بود كه امام ، دامن زدن به ابعاد مختلف اين ماجرا از طريق طرح سوال از وزير امور خارجه درمجلس را نپسنديدند و آن واكنش شديداللحن را نسبت به آن به عمل آوردند. ماجراي مك فارلين و مراودات پنهاني برخي از عناصر رابط داخلي با آمريكايي ها در قالب دريافت سلاح و نيز دادن قول هاي مساعدي درباره كمك به آزادي گروگان هاي آمريكايي درلبنان داراي ابعاد پيچيده اي است كه هنوز پاسخ به همه آنها آسان نيست. در اين مراودات نام افراد مختلفي همچون محمد علي هادي نجف آبادي، فريدون وردي نژاد ، علي هاشمي بهرماني و افراد نامعلومي در دفتر نخست وزيري وقت به چشم مي خورد. رابطان آمريكا نظراتي را از اين افراد مطرح ساخته اند كه به سادگي نمي توان درباره آنها قضاوت كرد.


شمع زینب گفتگوی آرام میان شیعه و سنی رهبران شیعه لینک باکس شهید چمران حریم یاس سایت خبری، تحلیلی 598 مداحان - سایت تخصصی مداحان اهل بیت (ع) بانگ داد - پژواک فریادهای خاموش پايگاه اطلاع رساني اديان و فرق؛ مسيحيت پژوهي، وهابيت پژوهي، يهود پژوهي، تصوف پژوهي، بهائيت پژوهي گروه فرهنگی هنری روضه خادم نیوز فراتر از خبر یا غریب سایت خبری کنجکاو پایگاه اطلاع‌رسانی باب العلم بازسازی بقیع سایت خبری تحلیلی صدای شیعه اصولگرا ـ پایگاه خبری، تحلیلی اصولگرایان ایران دیپلماسی جوان آنلاین دیار رنج، قفس تنگی به وسعت دنیا میعادگاه همه ایرانیان


اعلانات:

از راه‌بر آموختم:
فتنه را باید شناخت؛
فتنه را باید شناساند؛
فتنه‌های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛
چشم فتنه را باید کور کرد؛
مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه‌گر کیست؛
هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می‌کند، باید رسوایش کرد.
* * * * * * * * * * * *
آدرس كوتاه سايت بچه‌های قلم را به خاطر بسپاريد
.:   www.BGH.ir   :.
* * * * * * * * * * * *
سامانه پیام کوتاه سایت بچه‌های قلم راه‌اندازی شد.
جهت عضویت در این سامانه، عدد 22 را به شماره‌ی:
30007227001212
ارسال کنید.


روز نوشت :
توهم اکثریت بودن سبزک‌ها با استناد به حجاب پارتی مردانه!

قضیه مجید توکلی چادر به سر! را که یادتان هست؟
همان بنده خدایی که مثل بنی‌صدر برای فرار از معرکه‌ای که ساخته بود، روسری و چادر به سر و با شمایل زنانه فرار کرد، اما مثل بنی‌صدر ملعون شانس نیاورد و...

شاید این فیلم را دیده باشید. [صوت فیلم]
تعدادی از سبزک‌ها[ی خارج نشین!] در یک جلسه نهایتاً 40 - 50 نفره دور هم جمع شده‌اند و برای این‌که آبروی رفته بعضی‌ها را شاید کمی باز گردانند! حجاب پارتی مردانه راه انداخته‌اند!

یکی از مرد نمایان این فیلم کمدی! [شاهین جون!] روسری سبزی! را در دست گرفته و می‌گوید:
"...هیچ ناراحتی از این‌که عنوان زن را روی من بزان ندارم و با کمال میل و افتخار هم امتحان هم می‌کنم این‌رو جلوی شما و قضاوت را به افکار عمومی می‌دم... من اینو سرم می‌زام و می‌بینم، افکار عمومی منو تحقیر می‌کنه یا تشویق می‌کنه؛ مرسی."

در این موقع سوت و کف فضای این اتاق 40 - 50 نفره را پر می‌کند و او پس از پوشیدن روسری می‌گوید:
"اگر دختر می‌شدم قیافم بهتر بود!"
و کم‌کم تعداد دیگری از این مرد نماها با روسری روی سن می‌روند و یکی از زنان سبزکی خطاب به شاهین می‌گوید:
"شاهین خیلی خوشگل شدی..."

من کاری به این حجاب پارتی مردانه! ندارم ولی توجه شما را به برخی کلمات "شاهین جون!" که با رنگ سبز مشخص شده و کلمات کلیدی زیر جلب می‌کنم.
جمعیت 40 - 50 نفره = افکار عمومی!
کف زدن 40 - 50 نفره = تشویق عمومی!

البته این بیچاره‌ها تقصیری ندارند! وقتی استاد بزرگشان [مرد قانون و قانون‌مداری؛ میر حسین موسوی] 24.5<13 می‌بیند! نمی‌شود زیاد از این‌ها انتظاری داشت!

مطالب مرتبط
.: من مجید توکلی هستم. +
.: مبارزان روسری به سر! +

بعد نوشت
به مناسبت 8 مارس و روز زن بعضی‌ها! ، این روز فرخنده و میمون! را به مجید توکلی و ریش و سبیل داران روسری به سر سبزکی، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم!



تبلیغات:
قطعه 26 ؛ دل‌نوشته‌های حسین قدیانی
مرجع کامل ابزار برای طراحان مذهبی
فروشگاه اینترنتی محصولات فرهنگی - مذهبی سحر
دعوت به همکاری فنی و اجرایی در پروژه‌های بچه‌های قلم
فروشگاه اینترنتی کتاب‌های انتشارات "سوره مهر"
هاست ایران - ارائه کننده خدمات میزبانی وب

آمار و اطلاعات سایت
--- تعداد افراد آنلاین: 31 نفر