تشکيل صهيونيسم
بسياري از حوادثي که در جهان، چه در گذشته، چه در حال و چه آينده شکل گرفته و خواهد گرفت، به گونه اي با صهيونيسم در ارتباط است واز اين جهت شناخت صهيونيسم جهاني نه تنها لازم، بلکه مقدمه اي براي رويا رويي با دشمن صهيونيست است.
صهيونيسم پديده اي است که جهان حداقل يک قرن با آن آشناست و شکل سازمان يافته خود را در قالب دولت اسرائيل بيش از نيم قرن به مردم جهان نمايانده است و هر سال که از تشکيل آن مي گذرد، تبعات شوم بيشتري براي جهان به ويژه جهان اسلام آشکار مي شود. در نيمه دوم قرن نوزدهم براي اولين بار ناشان برنابان موضوع صهيون را مطرح کرد در راستاي اعتقاد به مسيح موعود که از کوه صهيون در حومه بيت المقدس ظهور خواهد کرد . ولازمه ظهور مسيح موعود با ايجاد بستر و زمينه مناسب بود ، نتيجه آن ايجاد يک وطن از يهوديان در اين منطقه است و با توجه به پيشينه تاريخ يهود که تصور مي کنند که دولتي در زمان حضرت داوود و سليمان در اين منطقه براي خود داشتند به همين دليل و در راستاي تفکر قبل اين حرکت جرقه خورد .
شتاب اين روند در زماني آغاز شد که اديبان يهود به صورت مکتوب به بيان وضعيت اسفبار يهوديان جهان که مورد اذيت و آزار قرار مي گرفتند پرداختند و تنها راه رهايي را در ايجاد وطني براي يهوديان بيان کردند.
جنبش صهيونيسم براي آنکه بتواند به هدف خود برسد مراحلي را شکل داد، که 5 مرحله است و نه به صورت پروسه هاي زماني بلکه 5 شيوه و جريان در کنار هم.
1- زمينه سازي براي ايجاد انديشه بازگشت به سرزمين موعود و ارض فلسطين .
2- مطالعه و بررسي مکان مناسب براي تشکيل دولت ملي يهود.
3- کلوني سازي و ايجاد شهرک و مستعمره هاي يهودي نشين در سرزمين فلسطين .
4- ايجاد جنبش هاي بازگشت يا جنبش هايي که کار انتقال يهوديان سرزمين مورد ادعاي صهيونيسم را انجام دهد. آنها را اسکان دهد و در سرزمين فلسطين، دولت يهود را تشکيل دهد.
5- فعاليتي که همچنان ادامه دارد تسلط بر بحث رسانه و تاثير تبليغات و رسانه هاي گروهي جهان.
پيشينه تاريخي بازگشت به ارض موعود قدمتي با بيش از اين دارد برخي مورخان پيشينه تاريخي آن را به دوره حضرت موسي مي دهند و برخي ديگر به بعد از پايان حکومت حضرت سليمان و فروپاشي دولت عبراني ها در دولت فلسطين و تقسيم شدن عبراني ها به اسباط 12 گانه که از اين زمين پراکنده و رانده شدند؛ اما از اواسط قرن 19 در اولين فعاليت جنبش جهاني صهيونيسم در غالب ادبيات براي اولين بار در قالب آثار ادبي، اشعار، وقايع نگاري و کتابهايي که تدوين مي کردند آغاز شد.
صهيونيسم ادبي مشتکل از يهود و مسيحيت پروتستانتيزم در غالب نوشته هايي به بيان وضع نامطلوب يهوديان سراسر جهان و تاکيد بر شکل گيري وطن يهودي پرداخت.
منشبن اسرائيلي در سال 1648 م با دو کتاب "نسيم زندگي" و "پايان زندگي" در آغاز اين جنبش نقش عمده اي داشت. که در اين کتب به ظلم و ستم هايي که در طول تاريخ ، يهوديان به آن دچار شدند پرداخت و اين اولين اثر مکتوب جنبش صهيونيسم ابدي در جهت تحريک براي بازگشت به ارض موعود بود براي رهايي يهود از ظلم و ستم هايي که بر اين قوم در طول تاريخ روا شده است . لذا بايد وطني را براي خود تشکيل بدهند که بر اساس وعده هاي کتاب تورات و تلمود به آنها داده شده و عبراني ها از سرگرداني در مي آيند و به سرزمين شير و عسل پاي مي گذارند سرزميني که در اسفار هم به آن اشاره شده و به آن تاکيد شده و به اين ترتيب اولين جرقه هاي فکري بازگشت را به ارض موعود زده شد.
" مارتين لوتر " بنيانگذار مذهب پروتستان بود فرقه اي که آن را "مسيحيت صهيونيسم" مي توان نام نهاد و بايد گفت غالب کساني که راجع به اين مسئله و ضرورت و چگونگي تشکيل دولت يهود براي يهودي ها کتاب مي نوشتند يهودي نبودند بلکه کساني بودند که آن را مسيحيان صهيونيست ميتوان ناميد . اعتقاد آنان بر اين است که از شر يهوديان خلاص مي شوند ، بايد دولتي يهودي در آن منطقه ايجاد شود و آنها به منطقه مورد نظر انتقال يابند. مسيحيان صهيونيسم همان مسيحياني هستند که مذهبشان پروتستان بود و معتقد بودند که شرط ظهور حضرت ميسح از کوه صهيون داراي 3 مقدمه است :
1- تشکيل اسرائيل بزرگ ( نيل تا فرات) ( دولت يهودي )
2- تخريب بيت المقدس و تجديد بناي معبد سليمان
3- وقوع نبرد آرماگدون ( آرمجدون)
و اين گروه نيز آغاز به تلاشي در جهت ايجاد زمينه هاي ظهور حضرت مسيح عليه السلام کردند و آغاز به تحريک يهوديان براي بازگشت نمودند و آثار اين گروه نيز به بيان شرح وقايع رويدادهايي بود که در جوامعي که يهوديان حضور داشتند ، صورت مي گرفت و مضمون اين آثار حماسي و مهيج در جهت تحريک به بازگشت بود.
دکتر جان جورتين- توماس نيوتون- ادوارد کينگ- ساموئل پرهرسلي- کينگس تون- هاخام شموئيل يهودي از جمله مبلغان اين تفکر بودند.
امالا لازاروس نويسنده اي بود که به شدت در اين زمينه آثار ادبي منظوم و نثر تحريک کننده اي ، خلق کرد. که به بيان ظلم و ستم ها و بدبختي يهوديان مي پرداخت. و کتابي تحت عنوان "رساله اي براي عبريان" ( يهوديان) دارد که در آن به بيان سرگذشت اسفبار يهوديان و لزوم ايجاد دولت يهودي مي پردازد.
موسي هنميس 1862 . م در کتاب روم و قدس اولين استارت ضرورت مهاجرت يهوديان را به صورت دسته جمعي زد.
لئوپيسنکر : وي که به عنوان پدر معنوي صهيونيسم نامبرده مي شود. در سال 1882 م در کتاب خودمختاري به بيان اين مطالب پرداخت که اين کتاب مهم ترين کتاب بعد از تورات و تلمود براي يهوديان است.
بخشي از کتاب خودمختاري :
«ما همچون ملل ديگر به حساب نمي آئيم ما هيچ رأيي در بين ملتها حتي در امور مربوط به خود نداريم و سرزمين پدرانمان براي ما بيگانه است ( فلسطين ) . هستي ما آوارگي است لذا همبستگي ما سلاح اول ماست دفاع ما فراز و نشيب است آفرينش ما تقليد از ديگران است. .. و آينده هيچ مسئوليت پستي را براي ما مشخص نمي کند، و تضمين نمي کند و حال آنکه اين همه از آن ملتي است که قهرماناني چون مکائبي ها را دارا بوده است.جهان، يهودي ها را تحقير مي کند زيرا ملتي را تشکيل نمي دهند تنها راه گشايش اين مسئله همانا تشکيل ملت يهودي است تا مردم در ميهن ويژه خويش زندگي کنند. »
انتشار اين کتاب همزمان با کشتار يهوديان توسط تزار روس در 1881 م بود. تزار روس توسط يک يهودي ترور مي شود و يهوديان در روسيه مورد تعقيب و کشتار واقع مي شوند.
کتاب خود مختاري در اروپاي شرقي به شدت تاثير گذاشت و در کشورهاي مختلف ترجمه و منتشر شد.
در سال 1895 م تئودور هرتصل روزنامه نگار، اتريشي يهودي تبار کتاب "دولت يهود" را مکتوب کرد و به بيان ضرورت تشکيل دولت ملي يهود پرداخت و در اينجا عملا صهيونيسم سياسي آغاز شد.
اين زمان گذر از مرحله اول يعني زمينه سازي و بسترسازي فرهنگي براي انتقال يهوديان به فلسطين بود.
در مرحله دوم انجمن ها و جمعيت هاي مختلفي در آمريکا، انگليس ، فرانسه تشکيل شد در جهت شناسايي سرزمين مناسب براي تشکيل دولت يهود.
انجمن کتاب مقدس- کانون فلسطين 1802 م در انگليس- انجمن صندوق پژوهش در 1865 م عمده فعاليت آنها تحت نظر يهوديان بود از جمله موسي هيه مونته فيوري 1874-1827 بسيار در جهت کلوني سازي در فلسطين فعاليت کرد و فرد ديگري به نام "بارون دوحه ريش" که فعاليتش را بر آرژانتين متمرکز کرد.
آرژانتين و آفريقا به دليل نداشتن پيشينه تاريخي و انگيزه ديني رد شدند و فلسطين به 3 دليل برگزيده شد :
1) انگيزه ديني : در اسفارِ تورات به سرزمين شير و عسل وعده داده شده بود.
2) بحث تاريخي : ( سرزمين توراتي و تاريخي عبراني ها) که حضرت موسي(ع) به آنها اين سرزمين وعده داده است و حکومت پيامبران بني اسرائيلف حضرت داود و سليمان که 80 سال در اين منطقه طول کشيده بود.
3) لولاي سه قاره : ويژگي جغرافيايي نظامي و موقعيت سوق الجيشي و بسيار استراتژيک که هر کس در اينجا مستقر شود مي تواند بر درياي مديترانه که حلقه وصل 3 قاره است مسلط مي شود. و به دليل اينکه اين منطقه مستعمره انگلستان بود و راه نفوذ از طريق انگلستان بر اين سرزمين هموار مي شد.
موسي هيه مونته فيوري در سفرهاي متعدد هزينه زيادي خرج کرد تا بتواند سرزمين فلسطين را به گونه اي به تصاحب يهودي ها در بياورد وي رئيس مجلس ملي يهود و انگليس بود و سعي کرد فعاليت اصلي خود را براي تشکيل وطن ملي يهود در فلسطين بگذارد بدين ترتيب کلني سازي در ساير جاها قطع شد و به سمت فلسطين رفت.
بدين ترتيب مرحله سوم کلني سازي و شهرک سازي شکل گرفت. فرايند انتقال آغاز شد و از اواسط قرن 19 ميلادي و اين روند خود به خود شتاب گرفت.
تمام اين مراحل پيش از صهيونيسم سياسي و دولت سياسي صهيونيسم بود . سپس در مرحله چهارم که سازمان دادن و شکل دادن به جنبش هايي در جهت کوچ دادن يهوديان جهان به فلسطين بود ، تشکيل جنبش هاي بازگشت آغاز شد :
1- عشاق صهيون ، دوست داران يهود ( پس از قتل عام يهوديان روس آغاز شد) ( 1882 م در اروپاي شرقي) و با سرمايه گذاري يهوديان اولين مهاجرت بزرگ و سازماندهي شدة يهوديان ، توسط اين جنبش آغاز شد.
جنبش پيلو : در اروپا شاخه هاي خود را گسترش داد و 2 سال بعد از عشاق صهيون شکل گرفت.
و به تهييج و تحريک يهوديان براي بازگشت اقدام کرد.
و در آخر مرحله پنجم ؛ با تسلط بر بحث رسانه و تاثير بر تبليغات جهان بود که از ابتداي فعاليت آنها اين روند آغاز شد که در جهت تسلط بر فرهنگ و افکار ملتها شکل گرفت.
1864 .م هاخام هاشورون که از خاخام هاي شهر پراگ بود اعلام کرد اگر طلا اولين ابزار سلطه ما بر جهان باشد رسانه دومين ابزار ما خواهد بود!
اگر وجود طلا براي يهوديان سمبل قدرت مالي باشد، موجب تخريب اقتصاد جوامع مختلف شود و باعث تقويت يهود و زمينه سازي تشکيل سرزمين يهود در فلسطين گردد ، رسانه نيز موجب تغيير نگرش مردم نسبت به يهود و تسلط نامرئي بر افکار مردم جهان خواهد شد که اين مسئله مي تواند به تدريج مواضع مخاطبان را تغيير دهد.
بدين ترتيب 5 مرحله پيش از بنيانگذاري صهونيست سياسي سپري شد و در سال 1897 .م. تئودور هرتصل تلاش سازمان يافته صهونيسم را آغاز کرد و رهبران يهودي و پيشگامان صهونيسم را در کنگره بال سوئيس جمع کرد ، با 2 هدف :
1- براندازي کليه دولتهاي مخالف صهونيسم در جهان.
2- تشکيل اسرائيل در لولاي سه قاره .
وي به تدوين برنامه ايي با عنوان پروتکل هاي صهونيست پرداخت و برنامه هايي در حوزه هاي هنري رسانه، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ... منتشر کرد و به اجرا در آورد. چند ماه پس از کنگره ، هرتصل رهبر جنبش اعلام کرد : « اگر ما به جهانيان بگويئم دولت اسرائيل را ايجاد کرده ايم ممکن است به ما بخندند و 5 سال ديگر نيز؛ اما در 5 سال آينده قطعا" اين دولت را خواهند ديد و دقيقا" 50 سال بعد در سال 1948 رژيم صهونيستي تشکيل شد. »
البته لازم به ذکر است که هرتصل تنها مهره اي در دست زرسالاران يهود بود و در واقع 50 سال قبل ، بارون روچيلد قول تشکيل يک دولت يهودي را از نخست وزير انگليس گرفته بود. يهودي ها در اقدام بعدي بايد يهوديان ساکن فلسطين را افزايش مي دادند تا ايجاد وطن و دولت يهودي تحقق يابد.
در سال 1171 .م. فقط 1440 يهودي در فلسطين زندگي مي کردند در 1264 .م. 2 خانواده يهودي فقط در بيت المقدس بودند. آغاز قرن 19 تعداد يهوديان در فلسطين هشت هزار نفر بود. در سال 1845 يازده هزار نفر در 1880 حدود بيست هزار تن و در 1917 بالفور وزير امور خارجه انگليس ، و سران دولت انگلستان قول مساعدي را مبني بر تشکيل دولت صهيونيستي به خاندان ثروتند يهودي روچيلد داده بودند بالاخره ÷س از مذاکرات متعددي که ميان يهوديان و انگليسي هاغ صورت گرفت ، انگليس رسما اعلام کرد که سرزمين فلسطين را به يهوديان واگذار مي کند و بدين ترتيب اعلاميه بالفور از سوي وزير خارجه انگليس براي تشکيل وطن ملي يهود صادر شد . اين در حاليست که در آن سال 10% جمعيت فلسطين را يهوديان تشکيل مي دادند .
شمار مهاجراني که از ابتداي قرن 19 ميلادي تا پيش از تشکيل دولت ، قيموميت انگليس در فلسطين- يعني طي 35 سال به واسطه جنبش هاي بازگشت به فلسطين رفتند ، بيش از 25 هزار نفر نبوده اند و پس از تشکيل اين دولت در عرض 4 سال ، 25 هزار يهودي به کمک آژانس يهودي وارد اين سرزمين شدند و پس از ده سال از تشکيل قيموميت انگلستان حدود صد هزار نفر و پس از 17 سال به دويست و پنجاه هزار نفر رسيد . وقتي استعمار انگليس وارد فلسطين شد ، تنها 56 هزار يهودي در فلسطين بودند اما وقتي پس از سي سال استعمار انگليس خارج شد حدود هفتصد هزار يهودي در اسرائيل اسکان داده شده بودند و اين چيزي حدود يک سوم جمعيت فلسطين در آن زمان بود. يعني شمار يهودي ها در خلال سالهاي اشغال 12 برابر شده بود. اين تعداد پس از تشکيل رژيم صهونيستي 5/2 ميليون و هم اکنون 5/4 ميليون است .
جنبش جهاني صهيونيسم پس از تشکيل ، دست به چند اقدام زد : اول هرتصل تصميم گرفت که با سلطان عبدالحميد براي بدست آوردن ارض فلسطين چانه زني کند . با وعهده اينکه تمام قروض عثماني را بپردازد . پادشاه عثماني نپذيرفت . سپس با آلمان رايزني کرد آلمان نيز به دليل چهره مخربي که يهود بين جوامع داشت حاضر به همکاري نشد تا اينکه با شروع جنگ جهاني اول در سال 1914 ميلادي جنبش جهاني صهيونيسم وارد فرآيند جديدي شد که تحت عنوان لشگر هالنبي اول به صفوف نيروهاي انگليس پيوستند و به تدريج اعضاي جنبش هايي مثل جنبش عشاق صهيون داوطلبانه آموزش ديدند و تحت عنوان هالنبي به سرزمين فلسطين آمدند . در حقيقت اولين سکاني که تحت عنوان مهاجرين يهودي به سرزمين فلسطين گام نهادند ، نه يهودي هايي بودند که از ظلم و ستم روس ها يا اروپاي شرقي رها شدند ، بلکه جنگجوياني بودند که قرار بود زمينه مناسبي براي انتقال و اسکان يهود به اين سرزمين را فراهم کنند.
در همان ابتدا دو جنبش تروريستي تحت عنوان هاگانا و هاشومير تشکيل دادند و جنبش هاي بعدي هم تحت عنوان اشترن و ايرگون تشکيل شد. اين چند جنبش صهيونيسم وظيفه اصلي شان انتقال يهودي ها از کشورهاي اروپايي به سرزمين فلسطين با حمايت مالي آژانس يهود بود. پس از تشکيل اين جنبش ها آژانس يهود فرماندهي جنبش هاي صهونيستي را به عهده گرفت که پشتيباني مالي و برنامه ريزي را انجام مي داد. يهوديان به اين سرزمين منتقل و اسکان داده مي شدند. موضوع قابل تأمل در اين برهه اين است که آيا يهودي ها سرزمين فلسطين را خريدند يا نه ؟
يهوديان سعي کردند با توطئه هاي مختلف سرزمين هاي فلسطيني ها بخرند. ولي فلسطيني ها چون مي دانستند آنها يهودي هستند ، به آنها زمين نمي فروختند . در نهايت با واسطه هاي مختلف تنها قادر به خريد 1 تا 3 درصد از اين اراضي شدند.
هنگامي که توطئه اسرائيلي ها بر ملا شد . تمام فلسطين حکم به تحريم فروش اراضي دادند و اعلام کردند هر کس زمينش را به يهودي ها بفروشد خونش جايز است . لذا ديگر زميني فروخته نشد و صهونيستها در زمان تشکيل دولت غير متحد انگليس در سال 1922 ميلادي فقط چيزي در حدود 5/2 درصد از اين سرزمينهاي فلسطين را تحت تملک داشتند در حاليکه در سال 1948 ميلادي همزمان با خروج نيروهاي انگليسي از اين مناطق خارج شدند ، 6 درصد از مجموع کل زمينها را از فلسطينيها خريده بودند. و 94 درصد متعلق به فلسطيني ها بود. يکي از شيوه هاي جنبش هاي صهونيستي ايجاد اقدامات تروريستي و ايجاد رعب و وحشت بود. در کنار اقدامات تروريستي رژيم صهونيستي ناگزير بود زمينه هاي بين المللي تشکيل دولت يهود را در فلسطين ايجاد کند . انگليسي ها در جهت حمايت تشکيل دولت يهود اقدام به صدور اعلاميه هايي کردند و کتاب هايي نوشتند که عمده آنها توسط دولت قيموميت انگليس صورت گرفت که با صدور اعلاميه بالفور در سال 1917 ميلادي کامل شد. پس از آن با کنگره يهود و انگليس و جاهاي مختلف، سازمان يافته تر شد. از جمله اقدامات دولت انگليس، تدوين کتاب سفيد در سال 1930 با طرح مجلس قانون انگليس در سال 1935 و کتاب سفيد، کتاب سياه در 1946 بود و به تدريج سعي کردند که اين بستر بين المللي را فراهم بکنند که دولت صهيونيسم
در فلسطين تشکيل شود . در کنا راين فعاليت ها معاهده تقسيم فلسطين در سال 1947 ميلادي توسط سازمان ملل متحد صادر شد. معاهده اي که به 181 معروف است و در 29 نوامبر 1947 تصويب شد. اين تصميم سازمان ملل به دليل فشار انگليس و آمريکا بود. در اين عهد نامه 2 دولت در فلسطين شکل گرفت. دولت يهود و دولت فلسطين که 88/44% به کشور عربي و 74/56 درصد به کشور يهودي تعلق گرفت. و منطقه بيت المقدس بي طرف و بين المللي اعلام شد.
اين عهد نامه در حالي تصويب شد که تنها 6 درصد از اراضي فلسطين توسط يهوديان خريداري شده بود. اينکه آيا سازمان متحد مي توانست اين قطعنامه را اجرا کند يا نه بحث هاي حقوقي مختلف دارد.
اما از لحاظ حقوقي سازمان ملل متحد نمي توانست چنين عهدنامه اي صادر کند زيرا هيچ مبنايي وجود ندارد که بتوان يک سرزمين را که داراي مرز مشخص است بر خلاف تمايل ساکنين آن واگذار کرد.
لذا از همان زمان زمزمه هاي تقسيم فلسطين توسط يهود آغاز شد و با کمک انگليسي ها مسلح شدند . پس از صدور قطعنامه 181 فلسطين ؛ شدت سرکوب توسط انگليس چنان بود که فردي که يک چاقو داشت به عنوان حمل اسلحه به اعدام محکوم مي شد ولي خود انگليس ، يهودي ها را سازمان دهي و مسلح مي کرد و آموزش مي داد و هنگامي که قرار شد يهوديان از اراضي عرب نشين خارج شود عهدنامه را نقض کرده و از آن منطقه خارج نشدند و لي اعراب مسلمان فلسطين ، از مناطق يهودي نشين خارج شدند و در سال 1948 که دولت يهودي در آن منطقه شکل گرفت فردي بنام بن گوريون اولين نخست وزير اين دولت بود .
http://www.bachehayeghalam.ir/articles/cat_11/007368.php
جمعه، ۲۸ مهر ۱۳۸۵
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
تعداد بازدید : 923
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران






با مدعی مگویید، اسرار عشق و مستی -:- زیرا که طعم ساندیس، شهد است راستی راستی!
مستندات سیر اتفاقات قبل و بعداز انتخابات
آب از سرچشمه گلآلود است! /بیانیه استاد حسن عباسی خطاب به 4 فرهنگستان هنر، علوم، ربان فارسی و پزشکی
راهپیماییهای ما، همه حکومتی است!
منابع ارزشی موثر در ظهور جنبش حزبالله لبنان
.jpg)




























