نویسنده:  وحید جلیلی 
 
سطحی در نسبت مهندسی "مدیریت فرهنگی" و عدالت

"هندسه" را معرب "اندازه" گفته‌اند.

و مهندس لابد کسی است که اندازه‌ها را و نسبت‌ها را بداند و مهندسی فرهنگی قاعدتاً ترمیم فضای فرهنگی جامعه بر اساس هندسه‌ی معرفتی ـ آرمانی انقلاب اسلامی باید باشد.
مدیران مدعی مهندسی فرهنگی چقدر از این هندسه سر در می‌آورند و چقدر اندازه‌ها و ضرائب و اولویت‌ها را در نظام فکری اسلام ناب می‌دانند؟
از دانستن که بگذریم چقدر به‌ آن باور دارند؟ این مهندس‌ها چقدر به "معمار" نظام جمهوری اسلامی پایبندند که گفت:

«تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل‌دهنده‌ی اسلام ناب محمدی اسلام ائمه هدی، اسلام فقرای دردمند ، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد.» و گفت : «هنر در عرفان اسلامی  ترسیم روشن عدالت و شرافت  وانصاف و تجسیم تلخکامی  گرسنگان مغضوب قدرت و پول است»

یا چقدر باور ذهنی و پذیرش قلبی دارند که:

"اولین ارزش در نظام ما از لحاظ عملی باید تامین عدالت اجتماعی باشد."     9/11/68
"در یک نظام اجتماعی عدل از همه چیزها بالاتر و با ارزش‌تر است."    8/12/75
"عدل مهم‌ترین چیز در جامعه است."     7/4/77
"فلسفه وجود من و امثال من در اینجا _ که بنده یک طلبه هستم _ این است که ما بتوانیم عدالت را اجرا کنیم ولاغیر."     7/4/77
"مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالتخواهی است. این پایه‌ی مشروعیت ماست."        5/6/82
"تلاش برای عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف طبقاتی بزرگترین مسئولیت ماست."       22/7/82
"هیچ یک از مصالح گوناگون نه مصالح فردی و نه مصالح حکومت و کشور اسلامی نمی‌تواند با عدالت معامله شود."     23/8/82
"عدالت محور همه چیز است."      23/8/82
"ما اگر بدنبال عدالت اجتماعی نباشیم وجود ما پوچ و بیهوده است و جمهوری اسلامی معنی ندارد."       6/8/83
"اگر عدالت نباشد در حقیقت هیچ کاری انجام نشده است."        3/3/71
"تکیه بر عدالت اساسی‌ترین و محوری‌ترین اصل یک حرکت الهی است."     12/5/84
"هر نظامی هرچند با آرایش اسلامی اگر تامین قسط و عدل و نجات ضعفا و محرومین در سرلوحه‌ی برنامه‌های آن نباشد؛ غیراسلامی و منافقانه است."    10/3/69

***

جواب بدهند آقایان  که رکن هندسه‌ی معرفتی ـ آرمانی آنها چیست؟ و صورت‌بندی معمار نظام و رهبر انقلاب از مفاهیم ارزشی چه بازتابی در هندسه‌ی مدیریتی آنان داشته است؟
عدالت خواهی چگونه در سیاست‌ها و رویکردهای آنان ضریب گرفته و بستر فرهنگی عدالت به عنوان "اولین" و "مهم‌ترین" و "اساسی‌ترین" و "محوری‌ترین" و "بزرگترین" و "سرلوحه" ارزشهای جمهوری اسلامی چگونه با سیاست‌ها و اقدامات آنان فراهم می‌شود؟

***

به نظر می‌رسد دکوراتوری جای مهندسی را گرفته است! دکوراتورها برای هر گروهی و در هر مقطعی دکور و "نقش ایوان" مناسب را تدارک می‌بینند. دکوراتورها در همان حالی که مشغول خطابه‌خوانی و مقاله‌نویسی و بیلان کار سازی و ویترین‌پردازی در حوزه‌ی فرهنگ هستند، ذهنیت کاریکاتوری و قناسی معرفتی ـ آرمانی خود را در این حوزه بازتولید می‌کنند.

چگونه است که در دوره‌ای که تمام مدیران فرهنگی کشور نام اصولگرا دارند و با گفتمان عدالت‌خواهی میدان‌داری می‌کنند، هیچ جریانی در عرصه‌ی هنری و رسانه‌ای کشور با این گفتمان شکل نمی‌گیرد؟

چگونه است که در همین دوره شاهد حضور جدی جریانات معاند انقلاب اسلامی در برخی گلوگاه‌های مدیریت فرهنگی هستیم و بعضی از ضد‌انقلابی‌ترین آثار سی سال گذشته نه تنها با مجوز، که با امکانات و پشتیبانی مادی و معنوی همین مدیران، امکان ظهور پیدا می‌کند؟

چگونه است که در مقایسه با ده سال پیش مطالبات اقشار انقلابی از دستگاههای فرهنگی حداقلی شده و به "گاف ندادن" حضرات راضی شده‌اند؟

هر مدیری با صدها میلیارد تومان بودجه و امکانات در طول عمر مدیریت خود دو سه نمونه کار خوب یا متوسط که ارائه کند؛ خود را بیمه کرده و انبوه کارهای نکرده و ظرفیت‌های معطل گذاشته و قابلیت‌های به فعلیت در نیامده و از آن مهم‌تر فعلیت‌های به رکود و انهدام کشیده شده‌ی تحت مدیریت او از چشم‌ها پنهان می‌ماند.

دکوراتورها کارهای نکرده خود را در "نقش ایوان" پنهان می‌کنند و شورای‌های راهبردی تشکیل می‌دهند و همایش می‌سازند و پیام می‌پراکنند و مناسبت می‌بافند و می‌لافند.
به‌قول آن شاعر جوان انقلاب:

بگذار که وارسی کنندت فرهنگ
تا خوشگل و مجلسی کنندت فرهنگ
این دکترها خیر تو را می‌خواهند
بگذار مهندسی کنندت فرهنگ

این رباعی اگر چه به بهانه‌ی اخراج تحریریه‌ی سوره از حوزه‌ی هنری سروده شده بود؛ اما همچنان تازه و به‌روز است. اخراج تحریریه‌ی سوره از حوزه اتفاقا توسط کسانی صورت گرفت که امروز از مدعیان و علم‌داران "مهندسی فرهنگی" در کشور هستند و نتایج مدیریت و مهندسی‌شان را بالعیان می‌بینیم.

بولدوزرهای مهندسی فرهنگی اما با تخریب یکی دو سنگر از حرکت باز نمی‌ایستند و صدای دلنوازشان لالایی خواب مدیریت فرهنگی کشور است. یک روز به بهانه‌ی تعمیر و ترمیم، سنگ قبر شهدا را به زباله‌دانی می‌ریزند و گلزارها را به قبرستان تبدیل می‌کنند.
روز دیگر برای محکومیت انقلاب دوم (که بزرگتر از انقلاب اول است) در هجو ادبیات ضداستکباری امام فیلم می‌سازند.
روز دیگر امکانات خود را برای بازتولید نسل جدید روشنفکری سکولار به کار می‌گیرند و در حمایت از آثار و محصولات فرهنگی ضد انقلابی با هم مسابقه می‌گذارند و میلیاردها تومان از بودجه‌ی "ارشاد" را صرف فیلمساز شدن معاندین انقلاب اسلامی می‌کنند.

و...

به هر طرف از مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی که نگاه می‌کنی شواهد غیرقابل انکاری از حمایت برنامه‌ریزی شده‌ی زیرمجموعه‌هایی از آنها از فعالیت‌های ضدانقلابی یا بیرون از گفتمان وسیع انقلاب اسلامی می‌بینی.
معلوم نیست ساخت آثاری که می‌شود بودجه‌اش را از خود"سیا یا انجمن حجتیه یا رادیو مونت کارلو یا خادم حرمین شریفین" گرفت، چقدر برای بیت المال جامعه‌ای که صدها هزار شهید برای خروج از سلطه‌ی آمریکا و اسلام آمریکایی تقدیم کرده است توجیه دارد.

دستگاههایی که گاه برای یک وام چند صدهزار تومانی یا یکی دو میلیونی نفسشان بند می‌آید و خدا و پیغمبر را شاهد می‌گیرند که بودجه ندارند، ناگهان دم خروسشان از فلان پروژه‌ی چند صد میلیونی ضد انقلابی بیرون می‌زند و بعد همان آدم‌ها را پشت تریبون در حال آه کشیدن برای فرهنگ کشور و رهنمودهای آنچنانی برای مهندسی فرهنگی می‌بینیم.

چه باید کرد؟

مطالبات حوزه‌ی فرهنگ تا حداقلی بماند، تغییری ایجاد نخواهد شد. دیکتاتوری دکوراتورها در حوزه‌ی فرهنگ جمهوری اسلامی علیرغم ظاهر آذین شده‌اش خشن‌تر از آن است که بتوان با چانه‌زنی از بالا و توصیه و نصیحت و اندرز و التماس و درخواست کاری از پیش برد.

فرهنگ انقلابی به یک انقلاب فرهنگی نیاز دارد.

عناصر فهیم و دردمند در مدیریت فرهنگی اگرچه تعدادشان خیلی کم نیست، ضریبشان کم است و مدیریت فرهنگی اگر قرار است فرهنگ جامعه‌ای را که از همه سو آماج تهاجم است؛ مهندسی کند ابتدا باید خود، هندسه‌ی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ درستی پیدا کند.
مهندسی فرهنگی با مهندسی مدیریت فرهنگی آغاز می‌شود و در این مهم شاقول و تراز و البته کلنگ لازم است.

فروکش کردن حساسیت و تعطیل نظارت بر مدیریت فرهنگی در سالهای اخیر از سوی توده‌های انقلابی به نتایج نگران کننده‌ای رسیده است و دکوراتورها با آخرین متدهای بزک به بازی خود ادامه می‌دهند.
بسیاری از دکوراتورهای دیکتاتور، حتی حاضر به ائتلاف با کودتاگران و حمایت از آنها هستند و امتحان خود را پس داده‌اند و جز با فشار افکار عمومی و با مطالبه‌ی مستمر و جدی از سوی فرودستان کوتاه نخواهند آمد.

* سخنان رهبر انقلاب از کتاب "قاموس عدالت" نقل شده است.



شمع زینب گفتگوی آرام میان شیعه و سنی رهبران شیعه لینک باکس شهید چمران حریم یاس سایت خبری، تحلیلی 598 مداحان - سایت تخصصی مداحان اهل بیت (ع) بانگ داد - پژواک فریادهای خاموش پايگاه اطلاع رساني اديان و فرق؛ مسيحيت پژوهي، وهابيت پژوهي، يهود پژوهي، تصوف پژوهي، بهائيت پژوهي گروه فرهنگی هنری روضه خادم نیوز فراتر از خبر یا غریب سایت خبری کنجکاو پایگاه اطلاع‌رسانی باب العلم بازسازی بقیع سایت خبری تحلیلی صدای شیعه اصولگرا ـ پایگاه خبری، تحلیلی اصولگرایان ایران دیپلماسی جوان آنلاین دیار رنج، قفس تنگی به وسعت دنیا میعادگاه همه ایرانیان


اعلانات:

از راه‌بر آموختم:
فتنه را باید شناخت؛
فتنه را باید شناساند؛
فتنه‌های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛
چشم فتنه را باید کور کرد؛
مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه‌گر کیست؛
هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می‌کند، باید رسوایش کرد.
* * * * * * * * * * * *
آدرس كوتاه سايت بچه‌های قلم را به خاطر بسپاريد
.:   www.BGH.ir   :.
* * * * * * * * * * * *
سامانه پیام کوتاه سایت بچه‌های قلم راه‌اندازی شد.
جهت عضویت در این سامانه، عدد 22 را به شماره‌ی:
30007227001212
ارسال کنید.


روز نوشت :
توهم اکثریت بودن سبزک‌ها با استناد به حجاب پارتی مردانه!

قضیه مجید توکلی چادر به سر! را که یادتان هست؟
همان بنده خدایی که مثل بنی‌صدر برای فرار از معرکه‌ای که ساخته بود، روسری و چادر به سر و با شمایل زنانه فرار کرد، اما مثل بنی‌صدر ملعون شانس نیاورد و...

شاید این فیلم را دیده باشید. [صوت فیلم]
تعدادی از سبزک‌ها[ی خارج نشین!] در یک جلسه نهایتاً 40 - 50 نفره دور هم جمع شده‌اند و برای این‌که آبروی رفته بعضی‌ها را شاید کمی باز گردانند! حجاب پارتی مردانه راه انداخته‌اند!

یکی از مرد نمایان این فیلم کمدی! [شاهین جون!] روسری سبزی! را در دست گرفته و می‌گوید:
"...هیچ ناراحتی از این‌که عنوان زن را روی من بزان ندارم و با کمال میل و افتخار هم امتحان هم می‌کنم این‌رو جلوی شما و قضاوت را به افکار عمومی می‌دم... من اینو سرم می‌زام و می‌بینم، افکار عمومی منو تحقیر می‌کنه یا تشویق می‌کنه؛ مرسی."

در این موقع سوت و کف فضای این اتاق 40 - 50 نفره را پر می‌کند و او پس از پوشیدن روسری می‌گوید:
"اگر دختر می‌شدم قیافم بهتر بود!"
و کم‌کم تعداد دیگری از این مرد نماها با روسری روی سن می‌روند و یکی از زنان سبزکی خطاب به شاهین می‌گوید:
"شاهین خیلی خوشگل شدی..."

من کاری به این حجاب پارتی مردانه! ندارم ولی توجه شما را به برخی کلمات "شاهین جون!" که با رنگ سبز مشخص شده و کلمات کلیدی زیر جلب می‌کنم.
جمعیت 40 - 50 نفره = افکار عمومی!
کف زدن 40 - 50 نفره = تشویق عمومی!

البته این بیچاره‌ها تقصیری ندارند! وقتی استاد بزرگشان [مرد قانون و قانون‌مداری؛ میر حسین موسوی] 24.5<13 می‌بیند! نمی‌شود زیاد از این‌ها انتظاری داشت!

مطالب مرتبط
.: من مجید توکلی هستم. +
.: مبارزان روسری به سر! +

بعد نوشت
به مناسبت 8 مارس و روز زن بعضی‌ها! ، این روز فرخنده و میمون! را به مجید توکلی و ریش و سبیل داران روسری به سر سبزکی، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم!



تبلیغات:
قطعه 26 ؛ دل‌نوشته‌های حسین قدیانی
مرجع کامل ابزار برای طراحان مذهبی
فروشگاه اینترنتی محصولات فرهنگی - مذهبی سحر
دعوت به همکاری فنی و اجرایی در پروژه‌های بچه‌های قلم
فروشگاه اینترنتی کتاب‌های انتشارات "سوره مهر"
هاست ایران - ارائه کننده خدمات میزبانی وب

آمار و اطلاعات سایت
--- تعداد افراد آنلاین: 31 نفر