موج سوم دموكراسی در پایان سده بیستم یكی از مطرح ترین كتاب ها در زمینه ی جامعه شناسی با گرایش سیاسی در دهه های اخیر می باشد. هانتینگتون در این كتاب روند ایجاد و حذف لیبرال دموكراسی در كشورهای جهان را در 3 مقطع تاریخی با عنوان موج های دموكراسی شدن و روند بازگشت به اقتدارگرایی بررسی می كند. گرچه نگاه نویسنده در آن جا كه به قضاوت در مورد تاریخ می‌پردازد به شدت متاثر از دیدگاه آمریكاستایانه وی است، اما در مقام یك محقق مطالب وی بسیار موشكافانه و قابل استفاده می باشد.
در تقسیم بندی هانتینگتون، موج اول دموكراسی شدن با انقلاب فرانسه و جنگ های استقلال طلبانه آمریكا آغاز می شود و با آغاز روند بازگشت به اقتدارگرایی در برخی كشورهای تازه دموكراتیك شده از جمله ایتالیا و آلمان پایان می پذیرد. در موج دوم كه پس از پایان جنگ جهانی آغاز می شود، بر خلاف موج اول كه عوامل اقتصادی اجتماعی عامل دموكراسی شدن بوده اند، عوامل سیاسی - نظامی تاثیر بیشتری بر رشد لیبرال دموكراسی داشته است. كشورهای دموكراتیك شده در این موج عمدتا از 3 الگوی دموكراسی های تحمیلی ( ژاپن-آلمان) و دموكراسی های الگوپذیر (تركیه) خیزش های مستعمراتی پیروی كرده اند.
در موج دوم بازگشت كه در دهه های 60و70 روی داد، غالب كشورهایی كه به اقتدارگرایی بازگشتند از طریق دكترین مبارزه با كمونیسم كسب مشروعیت می كردند. این حكومت ها همچنین با روش های دیگری مانند اعمال زور و ایجاد یك تهدید خارجی یا برگزاری انتخابات نمایشی تلاش در كسب مشروعیت داشتند.
موج سوم در تئوری های هانتینگتون از اروپای جنوبی (اسپانیا واروپا) آغاز شده و در انتهای خود كلیه كشورهای اروپای شرقی را در می نوردد و نهایتا منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می شود.
در بررسی نقش مذهب در روند دموكراسی شدن هانتینگتون به یك رابطه مستقیم بین مسیحیت غربی (پروتستانتیزم) و دموكراسی شدن قائل است.
وی معتقد است مذهب كاتولیك كه در دو موج اول ودوم نقش منفی و ضد دموكراسی ایفا كرده و در برابر جنبش های دموكراسی خواهی ایستاده است. در موج سوم و به دنبال روی كار آمدن پاپ ژان پل دوم و سیاسی شدن كلیسا نقش مهمی در این روند داشته است كه نمونه ی بارز آن در لهستان و پیروزی ائتلاف همبستگی به رهبری لخ والسا بروز یافت. رویدادی که به نوعی آغازگر فروپاشی سایر کشورهای شرقی بود.
هانتیگتون همچنین سیاست های ریگان و كارتر در آمریكا و اصلاح طلبان شوروی را كه عملا منجر به همراهی دو ابر قدرت در روند تغییرات اروپای شرقی شد، عامل مهمی در گسترش موج سوم می داند.
وی فرایندهای گذار به دموكراسی را به چهار نوع تغییر شكل، فروپاشی، جابجایی و خیزش های مستعمراتی تقسیم می كند و در مورد هر فرایند رهنمودهایی جهت تسریع آن به هواخواهان دموكراسی ارائه می دهد.
نویسنده فرایند تغییر شكل را درحكومت های موثر می داند كه اصلاح طلبان در خود رژیم اقتدارگرا به شدت نفوذ دارند و افرادی از درون خود رژیم نقش قاطعی در ایجاد دموكراسی دارند. این فرایند در پنج مرحله شكل می گیرد

1- ظهور اصلاح طلبان در حكومت
2- كسب قدرت توسط اصلاح طلبان
3- شكست فرایند لیبرال شدن
4- مشروعیت قهقرایی
5- انتخاب و جذب مخالفان

در فرایند فروپاشی بر خلاف تغییر شكل، اصلاح طلبان در حكومت یا وجود ندارند یا در اقلیت هستند و مخالفان باید از طریق تظاهرات و شورش و اعتراضات باعث فروپاشی رژیم اقتدارگرا می شوند. در این فرایند یك خلا قدرت به وجود می آید كه فردی یا گروهی باید این خلا قدرت را پر كند.
پاره ای از رهنمودهای ارائه شده توسط نویسنده به هواداران دموكراسی جهت تسریع فرایند فروپاشی به قرار زیر است:

1- جلب گروه های دل سرد شده از نظام
2- همراه كردن نظام ها
3- تبلیغ عدم خشونت ولی عمل كردن با خشونت
4- ارتباط با نهادهای خارجی و كنگره آمریكا
5- ایجاد وحدت در گروه های مخالف
6- آمادگی برای پر كردن خلا قدرت.

فرایند جابجایی در رژیم های اقتدارگرا برآیندی از دو فرایند قبلی است، به طوری كه در این فرآیند نوعی تعادل میان اطلاح طلبان و اقتدارگراها در حكومت وجود دارد و اصلاح طلبان باید از طریق امتیاز گیری و مذاكرات مرحله گذار به دموكراسی را تسهیل كنند.
به عقیده هانتینگتون در موج سوم انتخابات در بسیاری از كشورها عامل فروپاشی رژیم های اقتدارگرا بوده است. به طوری كه در این كشورها حاكم اقتدارگرا با اطمینان از پیروزی و جهت كسب مشروعیت اقدام به برگزاری انتخابات می كرده و به طور غیرمنتظره ای كه نویسنده آن را الگوی انتخابات شگفت آور می خواند، شكست خورده است.
از مهم ترین قسمت های كتاب بخشی است كه هانتینگتون در آن به بررسی نقش فرهنگ در دموكراسی شدن می پردازد و با اشاره به شواهدی چند دموكراسی را منبعث از فرهنگ غربی دانسته و كلیه كشور های دموكراتیك را به جز روسیه و تعدادی از كشورهای حوزه بالكان، كشورهایی می داند كه یا غربی هستند یا تحت نفوذ فرهنگ غرب به دموكراسی شدن گرایش پیدا كرده اند.
در این بخش دو فرهنگ كنفسیوس و اسلام به طور ویژه مورد بررسی قرار می گیرند.
هانتینگتون كنفسیوس را فرهنگی كاملا ضد دموكراتیك می داند، اما در مورد اسلام معتقد است كه دموكراسی اسلامی امری متناقض نمی باشد و اصولی مانند اعتقاد به اختیار و برابری طلبی و مخالفت با سحر و مدیتیشن در اسلام وجود دارد كه منطبق با دموكراسی می باشد، اما اصولی از اسلام را نیز مانند عدم جدایی دین از سیاست، وجود قوانین اسلامی و دخالت علما در حكومت و ... دارای تناقض با دموكراسی می داند.
نویسنده معتقد است هیچ كشور اسلامی به جز تركیه (تا حدی) در طول تاریخ دموكراتیك نبوده است، كه آن هم منبعث از سیاست های ضد اسلامی آتاتورك می باشد.
هانتینگتون با بررسی فرایندهای سیاسی در كشور های اسلامی می نویسد: بر خلاف تمامی دنیا كه قدرتمندترین مخالفان حكومت های اقتدارگرا مخالفان دموكرات هستند، در كشورهای اسلامی قدرتمندترین مخالفان بنیاد گرایان هستند.
وی با اشاره به پیروزی جبهه نجات اسلامی در انتخابات الجزایر باكسب ۶۵ درصد آراء، آرای بالای اخوان المسلمین در اولین انتخابات آزاد در مصر و همچنین کسب 38 كرسی از 80 كرسی، در اولین انتخابات نیمه آزاد در اردن توسط اخوان المسلمین چنین نتیجه می گیرد كه در كشور های اسلامی اولین گروه هایی كه از فضای باز سیاسی بهره می برند، اسلام گرایان هستند. وی می افزاید بدین ترتیب در كشورهای اسلامی لیبرالیسم و فضای باز سیاسی منجر به قدرت رسیدن جریان هایی می شود كه در دموكراتیك بودن آن ها شك وجود دارد.
وی در پایان پیشنهاد می كند كه با تقویت اصول منطبق با لیبرال دموكراسی در اسلام اصول مخالف آن را از اسلام حذف کرد و به عبارت بهتر همان روندی را در مورد اسلام طی كرد كه موجب شد كاتولیسم از یك مكتب ضد دموكراسی در موج اول و دوم مبدل به یك مكتب دموكراتیك در موج سوم شود.
به هر شکل بررسی این کتاب با عنایت به این نکته که نویسنده جزء متفکرانی می باشد که نوشته‌ها و تزهای وی از مهمترین تعیین کنندگان سیاست خارجی آمریکا می باشد، می تواند شناخت بیشتری از این سیاست ها به خواننده بدهد.

 

............................

نویسنده: میثم ظهوریان

منبع: شریف نیوز



شمع زینب گفتگوی آرام میان شیعه و سنی رهبران شیعه لینک باکس شهید چمران حریم یاس سایت خبری، تحلیلی 598 مداحان - سایت تخصصی مداحان اهل بیت (ع) بانگ داد - پژواک فریادهای خاموش پايگاه اطلاع رساني اديان و فرق؛ مسيحيت پژوهي، وهابيت پژوهي، يهود پژوهي، تصوف پژوهي، بهائيت پژوهي گروه فرهنگی هنری روضه خادم نیوز فراتر از خبر یا غریب سایت خبری کنجکاو پایگاه اطلاع‌رسانی باب العلم بازسازی بقیع سایت خبری تحلیلی صدای شیعه اصولگرا ـ پایگاه خبری، تحلیلی اصولگرایان ایران دیپلماسی جوان آنلاین دیار رنج، قفس تنگی به وسعت دنیا میعادگاه همه ایرانیان


اعلانات:

از راه‌بر آموختم:
فتنه را باید شناخت؛
فتنه را باید شناساند؛
فتنه‌های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛
چشم فتنه را باید کور کرد؛
مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه‌گر کیست؛
هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می‌کند، باید رسوایش کرد.
* * * * * * * * * * * *
آدرس كوتاه سايت بچه‌های قلم را به خاطر بسپاريد
.:   www.BGH.ir   :.
* * * * * * * * * * * *
سامانه پیام کوتاه سایت بچه‌های قلم راه‌اندازی شد.
جهت عضویت در این سامانه، عدد 22 را به شماره‌ی:
30007227001212
ارسال کنید.


روز نوشت :
توهم اکثریت بودن سبزک‌ها با استناد به حجاب پارتی مردانه!

قضیه مجید توکلی چادر به سر! را که یادتان هست؟
همان بنده خدایی که مثل بنی‌صدر برای فرار از معرکه‌ای که ساخته بود، روسری و چادر به سر و با شمایل زنانه فرار کرد، اما مثل بنی‌صدر ملعون شانس نیاورد و...

شاید این فیلم را دیده باشید. [صوت فیلم]
تعدادی از سبزک‌ها[ی خارج نشین!] در یک جلسه نهایتاً 40 - 50 نفره دور هم جمع شده‌اند و برای این‌که آبروی رفته بعضی‌ها را شاید کمی باز گردانند! حجاب پارتی مردانه راه انداخته‌اند!

یکی از مرد نمایان این فیلم کمدی! [شاهین جون!] روسری سبزی! را در دست گرفته و می‌گوید:
"...هیچ ناراحتی از این‌که عنوان زن را روی من بزان ندارم و با کمال میل و افتخار هم امتحان هم می‌کنم این‌رو جلوی شما و قضاوت را به افکار عمومی می‌دم... من اینو سرم می‌زام و می‌بینم، افکار عمومی منو تحقیر می‌کنه یا تشویق می‌کنه؛ مرسی."

در این موقع سوت و کف فضای این اتاق 40 - 50 نفره را پر می‌کند و او پس از پوشیدن روسری می‌گوید:
"اگر دختر می‌شدم قیافم بهتر بود!"
و کم‌کم تعداد دیگری از این مرد نماها با روسری روی سن می‌روند و یکی از زنان سبزکی خطاب به شاهین می‌گوید:
"شاهین خیلی خوشگل شدی..."

من کاری به این حجاب پارتی مردانه! ندارم ولی توجه شما را به برخی کلمات "شاهین جون!" که با رنگ سبز مشخص شده و کلمات کلیدی زیر جلب می‌کنم.
جمعیت 40 - 50 نفره = افکار عمومی!
کف زدن 40 - 50 نفره = تشویق عمومی!

البته این بیچاره‌ها تقصیری ندارند! وقتی استاد بزرگشان [مرد قانون و قانون‌مداری؛ میر حسین موسوی] 24.5<13 می‌بیند! نمی‌شود زیاد از این‌ها انتظاری داشت!

مطالب مرتبط
.: من مجید توکلی هستم. +
.: مبارزان روسری به سر! +

بعد نوشت
به مناسبت 8 مارس و روز زن بعضی‌ها! ، این روز فرخنده و میمون! را به مجید توکلی و ریش و سبیل داران روسری به سر سبزکی، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم!



تبلیغات:
قطعه 26 ؛ دل‌نوشته‌های حسین قدیانی
مرجع کامل ابزار برای طراحان مذهبی
فروشگاه اینترنتی محصولات فرهنگی - مذهبی سحر
دعوت به همکاری فنی و اجرایی در پروژه‌های بچه‌های قلم
فروشگاه اینترنتی کتاب‌های انتشارات "سوره مهر"
هاست ایران - ارائه کننده خدمات میزبانی وب

آمار و اطلاعات سایت
--- تعداد افراد آنلاین: 32 نفر