ظهر، بیابان، ذی الحجه، کاروان، برکه، وحی، دست نبی، عهد با ولی و غدیر خم.
این چنین بود که 18 ذی الحجه را عید ولایت امیر المونین نامیدند و برای همه حج رفتهها وحج نرفتهها، غدیر کمال دین و اتمام نعمت الهی شد.
اما در همه دستها وبیعتها وعقد اخوتها، تنها یک نفر بود که این عهد را بعد از همه عزیزانش به اوج رساند و چه زیباست که پسری ولایت پدر را تا اوج شهادت زمزمه کند.
آری...
حسین دستان پدر را فشرد و چشمانش از نور چشمان علی پر شد، به یاد روزی افتاد که رسول خدا به علی نگاه نمود و فرمود: هر که دوست دارد، یوسف را در آینه جمالش، ابراهیم را در آیینه سخاوتش، سلیمان را در آیینه شادابیاش و داود را در آیینه حکمتش ببیند به این شخص [علی] بنگرد.1
حسین دستان پدر را فشرد و در لابلای انگشتان خود گردی دانههای تسبیح را حس نمود به یاد نمازهای صبح پدر افتاد آن هنگام که تعقیبات را تمام می کرد و رو بر میتافت و با کسی سخن نمی گفت تا اینکه تسبیحی را با خود میگرفت و عرض میکرد:
بار الها! من صبح نمودم با این نیت که در طول روز به شمار همه آنچه تسبیحم را دانه دانه می گردانم تو را تسبیح وتمجید گفته باشم و تو را سپاس گویم و تهلیلت نمایم و بعد در طول روز هرگاه که تلاش عملی نداشت تسبیح خود را می گرداند در حالی که از هر دری (که هدایت جمعی یا فردی اقتضا می کرد ) سخن می گفت و قهراً هیچ ذکری را بر زبان نمیراند و این برای او ذکر به حساب می آمد و دژ ایمنی او بود تا آ ن گاه که در بستر خود قرار گیرد پس چون در بستر جای میگرفت مثل همان نیت وسخن صبحگاهی را بر زبان میراند و تسبیح خود را زیر سرش می نهاد.2
حسین دستان پدر را فشرد و به جد بزرگوارش پیامبر نگریست و به یاد آن لحظهای افتاد که پیامبر در حالی که سواره بود به پدر که پیاده به دنبال حبیبش راهی شد، فرمود:
ای ابالحسن یا سوار شو یا برگرد، زیرا خدای سبحان به من دستور داده که هر گاه من سوار بودم تو نیز سوار باشی و هر گاه من پیاده بودم تو نیز پیاده شوی و هرگاه من نشسته بودم تو نیز نشسته باشی مگر آنکه حکمی از احکام خدا تو را به قیام ناچار کند.
ای علی، خدا مرا به هیچ کرامتی محترم نداشته مگر آنکه تو را هم به نظیر آن اکرام فرموده ...
و حقا که فضل و کمال تو از فضل و کمال من است و فضل و کمال من، فضل و کمال خداست و این همان فرموده خدای سبحان است که:
(ای رسول بگو به خلق فقط باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوند که آن بهتر از چیزی است که جمع میکنند).
و مراد از فضل خدا پیامبری پیامبر شما و رحمت او ولایت علی ابن ابی طالب است، پیروان علی باید به این نبوت و ولایت شادمان شوند که آن بهتر از همه کسان و ثروت و فرزندانی است که مخالفین آنان درسراسردنیا جمع میکنند .
به خدا ای علی، آفریده نشدهای مگر پروردگارت را بندگی کنی و علائم راهنمای دین به وسیله تو شناخته شود و به وسیله تو راههای از میان رفته ،آشکار شود و سامان یابد....خدای متعال به من دستور داد که از حق تو به همان اندازه مقرر داشته که آن را از حق من مقرر فرموده است و اینکه حق تو بر همه کسانی که به من ایمان آورده اند، واجب است، اگر تو نبودی حزب الله شناخته نمیشد و به وسیله توست که دشمن خدا شناخته میشود ... و من جز فرموده پروردگارم را نمی گویم، آنچه میگویم از خدای سبحان است که در شان تو نازل شده است.3
و این چنین شد که مسیر روشن حزب الله تا کنون ادامه یافته است.
پینوشت:
1- موسوعه کلمات الامام حسین ص 661
2- همان ، ص 663
3- همان ، ص 670
نویسنده: ف.حجازی – بچههای قلم
http://www.bachehayeghalam.ir/archiveblog/cat_2_1/008147.php
نظرات (9) »
جمعه، ۷ دی ۱۳۸۶
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
تعداد بازدید : 1087
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران

































