پیش‌نوشت:
آنچه در ذیل می‌آید، کنکاشتی است اجمالی، از بررسی موضع گیری‌های برخی از مدیران سیاسی و نظامی دفاع مقدس، که با توجه به منابع موجود گردآوری شده است.

نویسنده این مطلب خواستار این است تا با توجه به آنچه آورده می‌شود، نظرات و اطلاعات موثق و قابل بررسی بیشتری را در مورد موضوع مورد اشاره، به دانسته‌ها و نقاط مبهم تحقیق خود بیافزاید و پیشاپیش از خوانندگان محترم در این‌باره یاری می‌جوید. (1)

* * * * *

بررسی چگونگی پایان جنگ، از نگاهی دیگر

نویسنده: مرتضی مهاجر

8 سال دفاع مقدس و یا به تعبیری بهتر، 10 سال دفاع مقدس (2) ملت ایران در برابر تجاوز همه جانبه قدرت‌های بزرگ شرق و غرب، و به دست عامل خود، یعنی حزب بعث عراق به سرکردگی صدام جنایتکار، دوران خاص و بسیار ویژه‌ای را هم برای ج.ا.ایران و هم برای منطقه و حتی به نوعی برای جهان به وجود آورد، به طوری که حتی تا امروز نیز عوارض داخلی، منطقه‌ای و جهانی آن، قابل لمس و بررسی می‌باشد.

 بی‌شک اگر رشادت‌ها و از خودگذشتگی‌های زرمندگان ارتش، سپاه، بسیج و... نبود، قطعاً این جنگ، تبعات و ضایعات جبران ناپذیری را در سرنوشت کشور و آینده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این سرزمین می‌گذاشت، اما در این میان، در مورد عمل‌کرد برخی مدیران و فرماندهان جنگ، ناگفته‌ها و نکاتی وجود دارد که هنوز به درستی بر روی آنها کار علمی و تحقیقاتی صورت نپذیرفته است و جا دارد، با بررسی دقیق‌تر به برخی از این نقاط مبهم، برای سوالات و شبهات مطرح شده، پاسخی دقیق و قابل قبول ارائه شود.

هاشمی رفسنجانی و روند پایان جنگ

آقای هاشمی رفسنجانی که فرمانده‌ی عالی جنگ بود، در تصمیم گیری‌های کشور به ویژه جنگ، نقش و تاثیر استثنایی داشت.

ایشان بلافاصله پس از عملیات رمضان، در نماز جمعه تهران، هدف از عملیات را وارد شدن به خاک عراق و تنبیه متجاوز اعلام می‌کند. (3)

ایشان همچنین اعلام کرد:
" از نظر بنده به عنوان یکی از تصمیم گیرندگان، سه دلیل اساسی برای ورود به خاک عراق مطرح است که دلایل فرعی زیادی هم پشت این سه دلیل اصلی وجود دارد.
اولین دلیل ما، پایان دادن به جنگ است.
ما جنگ را تشدید کردیم برای اینکه آن را تمام کنیم.
این بزرگترین هدف ماست." (4)

ایشان در جایی دیگر می گوید:
"اگر در مرزها می‌ماندیم به ما خسارت نمی‌دادند.
آمریکا می‌خواهد سال‌ها این جنگ ادامه پیدا کند.
منتها به صورت نه جنگ نه صلح." (5)

آقای هاشمی دومین هدف برای ورود به خاک عراق را دریافت خسارت ذکر و هدف سوم را آزادی مردم عراق مطرح می‌کند.
در نهایت عملیات رمضان که بر پایه این اهداف طرح ریزی شده بود به پیروزی نمی‌رسد و جنگ به مدت شش سال ادامه پیدا می‌کند.

در اینجا لازم است اشاره شود در زمان جنگ، امام خمینی(ره) شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه و آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده عالی جنگ، شعار جنگ جنگ تا یک پیروزی و آقای محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران شعار جنگ جنگ تا پیروزی را سر می‌دادند.

آقای هاشمی معتقد بود باید منطقه‌ای را از دشمن بگیریم تا قدرت چانه‌زنی داشته باشیم، بنابراین از نظر ایشان کسب پیروزی امر مهمی بود.

ایشان در مورد عملیات‌های کلیدی چنین می گوید:
"در عملیات والفجر مقدماتی، من به عنوان فرمانده عالی جنگ نبودم اما چیزی که بشود جنگ را تمام کرد نمی‌دانم بود یا نه.
عملیات خیبر را با این هدف دنبال کردیم و فکر می‌کردیم که این همان عملیاتی است که ما می‌خواستیم، ولی مشکل الحاق نیروها به وجود آمد.
در عملیات فاو، در ذهنم این بود که برویم ام القصر را بگیریم و رابطه عراق با دریا را قطع کنیم که نشد.
در منطقه عملیاتی غرب فکر کردیم می‌شود که نشد.
ما فکر می‌کردیم اگر برویم به منطقه غرب کشور، دشمن هوشیار نیست و آب سد دربندیخان حربه‌ای برای تهدید جدی عراق است و اگر به کرکوک برسیم با کردها هماهنگ می‌کنیم و نفت شمال عراق را قطع می‌کنیم.
در همه این‌ها ناموفق بودیم و در حد ضربه زدن و ادامه جنگ موفق بودیم ولی به اهداف نرسیدیم." (6)

آقای هاشمی بر این نظر بود که استرتژی ایشان، مبنی بر تصرف یک منطقه با اهمیت و پایان دادن به جنگ صحیح بوده ولی کاستی‌ها و ناتوانی نیروهای نظامی مانع از تحقق آن شد.

البته نیروهای نظامی به ویژه سپاه، در برابر این ادعا معتقدند که فقدان استراتژی نظامی و تأکید بر اجرای یک عملیات برای پایان دادن به جنگ عامل ناکامی بوده است.

برای اثبات این موضوع چنین استدلال می‌شود که ما باید پس از فتح خرمشهر، همانند قبل از آن که برای آزادسازی مناطق اشغالی، مجموعه‌ای از عملیات‌ها را طراحی کردیم و معضل مناطق اشغالی حل شد، برای پایان دادن به جنگ نیز به پیروزی قاطع نیاز داشتیم و این مهم، با استراتژی نظامی و طراحی و اجرای مجموعه عملیا‌ت‌ها ممکن بود.

سردار غلامعلی رشید در این‌باره می گوید:
"پس از عملیات بدر به این نتیجه رسیدیم که با این روش نمی‌شود در جنگ به پیروزی رسید.
طرحی را تهیه کردیم تا با 1500 گردان برای حمله به سه هدف در سراسر جبهه طی یکسال و نیم به دشمن حمله کنیم؛ هدف بصره با 500 گردان، هدف کرکوک با 400 گردان و بغداد با 600 گردان.
انجام هر عملیات چهار الی شش ماه پیش بینی می‌شد، ولی آقای هاشمی گفت: ما بند پوتین این نیروها را نیز نمی‌توانیم تأمین کنیم." (7)

در همین اوضاع و احوال نخست وزیر وقت [میرحسین موسوی] و فرمانده وقت سپاه پاسداران [محسن رضایی] در زمینه پایان دادن به جنگ به امام خمینی(ره) نامه می‌نویسند و درخواست پایان دادن به جنگ را دارند، چرا که نخست وزیر وقت اعلام می کند قدرت پشتیبانی ندارد و فرمانده وقت سپاه نیز اعلام می‌کند نیروها قدرت جنگیدن با این امکانات را ندارند.

آقای هاشمی درباره نامه‌ها می‌گوید:
"آنچه سپاه و دولت در نامه به امام نوشتند، اگر پنج سال قبل می‌گفتند امام تصمیم می‌گرفت و جنگ را تمام می‌کرد.
نامه سپاه به امام، معلومات امام را بهم ریخت." (8)

البته سردار غلامعلی رشید در توضیح نامه نخست وزیر وقت و فرمانده وقت سپاه به امام می گوید:
"این کار (نوشتن نامه) بنا به درخواست آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد برای پایان دادن به جنگ." (9)

آقای هاشمی معتقد است که سپاه و امام خمینی(ره) دو عاملی هستند که باعث شدند تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشود، چرا که طرح پایان دادن به جنگ برای سپاه چیزی شبیه کفر بود و امام هم لحظه‌ای اجازه نمی‌داد درباره ختم جنگ بحث کنیم.

آقای هاشمی در مورد پایان جنگ چنین می گوید:
"استفاده عراق از سلاح شیمیایی و حمله به نفتکش‌های ایرانی و همچنین ناتوانی پشتیبانی اقتصادی دولت از جنگ و ناتوانی سپاه در طرح‌ریزی عملیات با امکانات موجود باعث شد، امام سرانجام قطعنامه را بپذیرد.» (10)

نهایتاً اینکه می‌بینیم آقای هاشمی در برهه‌های مختلف، موضع گیری‌های گوناگونی دارد و می‌توان گفت، به درازا کشیده شدن جنگ را به‌گونه‌ای خاص و بدون در نظر گرفتن اظهارات مختلف خود تفسیر می‌کند.

پی‌نوشت‌ها - منابع:

1- این مطلب برای اولین بار جهت انتشار، برای سایت بچه‌های قلم ارسال شده است.
2- پیش ار آغاز رسمی تهاجم ارتش بعث عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران در 31 شهریور59، از حدود دو سال قبل، یعنی بلافاصله پس‌از پیروزی انقلاب اسلامی، گروهک‌ها و جریان‌های ضد انقلاب در نقاط مختلف کشور اقدام به آشوب و تحرکات نظامی کردند که نمونه‌های بارز آن غائله کردستان، گنبد و... می‌باشد.
3- خطبه دوم نماز جمعه مورخ 8/5/1361.
4- همان منبع.
5- همان منبع.
6- گفتگوی اختصاصی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه با هاشمی رفسنجانی مورخ 19/4/1380.
7- گفتگوی اختصاصی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه با غلامعلی رشید.
8- گفتگوی اختصاصی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه با هاشمی رفسنجانی مورخ 19/4/1380.
9- گفتگوی اختصاصی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه با غلامعلی رشید.
10- حقیقت ها و مصلحت ها، مسعود سفیری، نشر نی، تهران، 1378.

لینک‌های مرتبط+فیلم:

.: سرلشكر غلامعلی رشيد تشريح كرد: ماجراي پذيرش قطعنامه 598 و نقش هاشمی رفسنجانی.
.:  فیلم / روايتی تازه از پايان جنگ از زبان جانشين ستاد كل نيروهای مسلح [سردار غلامعلی رشید] بخش اول.
.:  فیلم / روايتی تازه از پايان جنگ از زبان جانشين ستاد كل نيروهای مسلح [سردار غلامعلی رشید] بخش دوم.



شمع زینب گفتگوی آرام میان شیعه و سنی رهبران شیعه لینک باکس شهید چمران حریم یاس سایت خبری، تحلیلی 598 مداحان - سایت تخصصی مداحان اهل بیت (ع) بانگ داد - پژواک فریادهای خاموش پايگاه اطلاع رساني اديان و فرق؛ مسيحيت پژوهي، وهابيت پژوهي، يهود پژوهي، تصوف پژوهي، بهائيت پژوهي گروه فرهنگی هنری روضه خادم نیوز فراتر از خبر یا غریب سایت خبری کنجکاو پایگاه اطلاع‌رسانی باب العلم بازسازی بقیع سایت خبری تحلیلی صدای شیعه اصولگرا ـ پایگاه خبری، تحلیلی اصولگرایان ایران دیپلماسی جوان آنلاین دیار رنج، قفس تنگی به وسعت دنیا میعادگاه همه ایرانیان


اعلانات:

از راه‌بر آموختم:
فتنه را باید شناخت؛
فتنه را باید شناساند؛
فتنه‌های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛
چشم فتنه را باید کور کرد؛
مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه‌گر کیست؛
هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می‌کند، باید رسوایش کرد.
* * * * * * * * * * * *
آدرس كوتاه سايت بچه‌های قلم را به خاطر بسپاريد
.:   www.BGH.ir   :.
* * * * * * * * * * * *
سامانه پیام کوتاه سایت بچه‌های قلم راه‌اندازی شد.
جهت عضویت در این سامانه، عدد 22 را به شماره‌ی:
30007227001212
ارسال کنید.


روز نوشت :
توهم اکثریت بودن سبزک‌ها با استناد به حجاب پارتی مردانه!

قضیه مجید توکلی چادر به سر! را که یادتان هست؟
همان بنده خدایی که مثل بنی‌صدر برای فرار از معرکه‌ای که ساخته بود، روسری و چادر به سر و با شمایل زنانه فرار کرد، اما مثل بنی‌صدر ملعون شانس نیاورد و...

شاید این فیلم را دیده باشید. [صوت فیلم]
تعدادی از سبزک‌ها[ی خارج نشین!] در یک جلسه نهایتاً 40 - 50 نفره دور هم جمع شده‌اند و برای این‌که آبروی رفته بعضی‌ها را شاید کمی باز گردانند! حجاب پارتی مردانه راه انداخته‌اند!

یکی از مرد نمایان این فیلم کمدی! [شاهین جون!] روسری سبزی! را در دست گرفته و می‌گوید:
"...هیچ ناراحتی از این‌که عنوان زن را روی من بزان ندارم و با کمال میل و افتخار هم امتحان هم می‌کنم این‌رو جلوی شما و قضاوت را به افکار عمومی می‌دم... من اینو سرم می‌زام و می‌بینم، افکار عمومی منو تحقیر می‌کنه یا تشویق می‌کنه؛ مرسی."

در این موقع سوت و کف فضای این اتاق 40 - 50 نفره را پر می‌کند و او پس از پوشیدن روسری می‌گوید:
"اگر دختر می‌شدم قیافم بهتر بود!"
و کم‌کم تعداد دیگری از این مرد نماها با روسری روی سن می‌روند و یکی از زنان سبزکی خطاب به شاهین می‌گوید:
"شاهین خیلی خوشگل شدی..."

من کاری به این حجاب پارتی مردانه! ندارم ولی توجه شما را به برخی کلمات "شاهین جون!" که با رنگ سبز مشخص شده و کلمات کلیدی زیر جلب می‌کنم.
جمعیت 40 - 50 نفره = افکار عمومی!
کف زدن 40 - 50 نفره = تشویق عمومی!

البته این بیچاره‌ها تقصیری ندارند! وقتی استاد بزرگشان [مرد قانون و قانون‌مداری؛ میر حسین موسوی] 24.5<13 می‌بیند! نمی‌شود زیاد از این‌ها انتظاری داشت!

مطالب مرتبط
.: من مجید توکلی هستم. +
.: مبارزان روسری به سر! +

بعد نوشت
به مناسبت 8 مارس و روز زن بعضی‌ها! ، این روز فرخنده و میمون! را به مجید توکلی و ریش و سبیل داران روسری به سر سبزکی، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم!



تبلیغات:
قطعه 26 ؛ دل‌نوشته‌های حسین قدیانی
مرجع کامل ابزار برای طراحان مذهبی
فروشگاه اینترنتی محصولات فرهنگی - مذهبی سحر
دعوت به همکاری فنی و اجرایی در پروژه‌های بچه‌های قلم
فروشگاه اینترنتی کتاب‌های انتشارات "سوره مهر"
هاست ایران - ارائه کننده خدمات میزبانی وب

آمار و اطلاعات سایت
--- تعداد افراد آنلاین: 17 نفر